atishpare

flame effect of romantic heartshaped hd photo 3


:ادامه مطلب:
نوشته شده در دو شنبه 9 مرداد 1398برچسب:,ساعت 14:54 توسط atefe009| |

برگشتم.بعددددددد ی مدت طولانیییی. با کلی اتفاق کلی جریانای تازه.حس میکنم فکرم بزرگ شده از اون بچگی دراومده اصن دوس ندارم این حالت و اذیتم میکنه.

نمیدونم ته این زندگی چی میشه.ولی میدونم این دوران و دوس ندارم.حال و هواشو دوس ندارم.ای کاش زودتر بگذره.دلم بع اندازه تموم دنیا گرفته.به اندازه تمام دنیا پره.سنگینه.اروم نیس

اومدم اینجا چون تنها جایییه ک بازم مثل قبل بهم ارامش میده


:ادامه مطلب:
نوشته شده در پنج شنبه 22 بهمن 1394برچسب:,ساعت 9:58 توسط atefe009| |

اموخته ام که خدا عشق است

و عشق تنها خداست

اموخته ام که وقتی ناامید میشوم

خدا با تمام عظمتش

عاشقانه انتظار میکشد دوباره به رحمت او امیدوار شوم

اموخته ام اگر تا کنونبه انچه خواستم نرسیدم

خدا برایم بهترش را در نظر گرفته

اموخته ام که زندگی دشوار است

ولی من از او سخت ترم...

نوشته شده در سه شنبه 21 آبان 1392برچسب:,ساعت 17:44 توسط atefe009| |

در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد      کس جای در این خانه ی ویرانه ندارد

دل را به کف هرکه دهم باز پس ارد        کس تاب نگهداری دیوانه ندارد

گفتم مه من از چه تو در دام نیوفتی       گفتا چ کنم دام شما دانه ندارد

در بزم جهان جز دل حسرت کش ما نیست       ان شمع که میسوزد و پروانه ندارد

در انجمن عقل فروشان ننهم جای        دیوانه سر صحبت فرزانه ندارد

تا چند کنی قصه اسکندر و دارا              ده روزه عمر این همه افسانه ندارد

از شاه و گدا هرکه در این میکده ره یافت     جز خون دل خویش به پیمانه ندارد

نوشته شده در سه شنبه 21 آبان 1392برچسب:,ساعت 17:35 توسط atefe009| |

این پست و  تقدیم میکنم به همه ی عاشقا...

حافظ میگوید:اگر یار به من ننگریست عیب ندارد...

من عاشق میمانم...

و از من افسانه ای خواهد ماند...

نوشته شده در پنج شنبه 16 آبان 1392برچسب:,ساعت 12:30 توسط atefe009| |

نمیدونم چرا قبلا کاش ها تو دلم انقد زیاد بود..ولی حالا دیگه خبری ازشون نیس!!!

بییییییییییییییییییییییی خیییییییییییییییییییییییییییال دنییییییییییییییییییییییییییییا

خودموووووووووووووووون و عشقهههههههههههههههه!!!

نوشته شده در دو شنبه 13 آبان 1392برچسب:,ساعت 13:47 توسط atefe009| |

مردانگی ات را

با شکستن دل دختری

که دیوانه توست ثابت نکن.....

مردانگی ات را با غرور بی اندازه ات به دختری ک عاشق توست ثابت نکن..

مردانگی را زمانی میتونای نشان دهی که...

دختری با تمام تنهاییش به تو تکیه کرده

و با تکیه بر غرور تو,

به قدرت تو

در این دنیای پر از نامردی قدم برمیدارد...

مرد باش رفیق....

نوشته شده در پنج شنبه 9 آبان 1392برچسب:,ساعت 10:17 توسط atefe009| |

نوشته شده در سه شنبه 7 آبان 1392برچسب:,ساعت 11:58 توسط atefe009| |

به سلامتی همه ی رفیقای واقعی که همیشه یادشون تو دلمونه

امروز از اون روزاییه ک دلم بدجور بی قراری میکنه

خدایا من این دنیاتو دوس ندارم

 

نوشته شده در سه شنبه 7 آبان 1392برچسب:,ساعت 11:54 توسط atefe009| |

ماهی همیشه تشنه ام ای طلوع تابناک....

                               یک نفس اگر مرا ب حال خویش رها کنی...

                                                           ماهی تو...

                                                                 جان سپرده....

                                                                             روی خاک...

بدین افسون گری.وحشی نگاهی           مزن بر چهره رنگ بی گناهی

شرابی تو شراب زندگی بخش               شبی مینوشمت خواهی نخواهی

به امید نگاهت ایستادن               به روی شانه هایت سر نهادن

مرا بهتر از این ها ارزوییست          دهان کوچکت را بوسه دادن

هم رنگ گونه ی تو مهتابم ارزوست              چون باده ی تو می نابم ارزوست

ای پرده پرده چشم تو ام باغ های سبز          در زیر سایه مژه ات خوابم ارزوست

دور از نگاه تو بی تاب گشته ام                   بر من نگاه کن که تب و تابم ارزوست

تا گردن سپید تو گرداب رازهاست               سرگشتگی به سینه گردابم ارزوست

تا وارهم ز وحشت شب های انتظار            چون خنده تو مهر جانتابم ارزوست

چنین با مهربانی خواندنت چیست       بدین نا مهربانی راندنت چیست

بپرس از این دل بیچاره من                 که ای بیچاره عاشق ماندنت چیست!!

من این دنیای زیبارا ب لبخند تو میبخشم

من این اسایش شب را به رویای تو میبخشم

من این جان عزیزم را ب دیدار تو میبخشم

بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم          همه تن چشم شدم خیره ب دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم              شدم ان عاشق دیوانه که  بودم

 

نوشته شده در پنج شنبه 2 آبان 1392برچسب:,ساعت 10:45 توسط atefe009| |

دُختـَرے نیسـتـَم کـه هـَرزگـــے کـُنـَم! 

زنـانگــے وَ مـُـحَـبـَتم را بـا هـَر مــردے تقسـیم نمـے کنم 

عـشـقَم تنها خــاص ِ یکـــ نـفر اَســت 

غـَرق ِ عـــــشــــــق خواهــم کرد آنکه خاص ِ من باشـد 

طــورے کـه بـــے نیاز شـود از عـشق، ســیرابــ شـود از زندگـــے ... 

تا جــان به در بـَرَم، آغوشـَم تنها سـَهم اوسـتــــ

نوشته شده در یک شنبه 3 شهريور 1392برچسب:,ساعت 14:36 توسط atefe009| |

اینم یه سری چیزایییییییییییییییییییی که شما پسرا عمرا درکش نمیکن!!زبان درازیزبان درازیزبان درازی

وقتی یک دختر حرفی نمیزند میلیونها فکر در سرش می گذرد!!

وقتی یک دختربحث نمیکند عمیقا مشغول فکر کردن است!! 

وقتی یک دختربا چشمانی پر از سوال به تو نگاه میکند یعنی نمیداند تو تا چند وقت دیگر با او خواهی بود!!

وقتی یک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسی تو میگوید:خوبم یعنی اصلا حال خوبی ندارد    وقتی یک دختر به تو خیره می شودشگفت زده شده که به چه دلیل دروغ می گویی!!

وقتی یک دختر سرش را روی سینه تو می گذارد آرزو میکند برای همیشه مال او باشی!!

 وقتی یک دختر هر روز به تو زنگ می زند توجه تو را طلب می کند!!

 وقتی یک دختر هر روز برای تو[اس ام اس ]می فرستدیعنی میخواهد تو اقلا یک بار جوابش را بدهی!!

وقتی یک دختر به تو می گوید دوستت دارم یعنی واقعا دوستت دارد!!

وقتی یک دختر اعتراف می کند که بدون تونمیتواند زندگی کند یعنی تصمیم گرفته که تو تمام اینده اش باشی!!

وقتی یک دختر می گوید دلش برایت تنگ شده هیچ کسی در دنیا بیشتر از او دلتنگ تو نیست!!

خلاصه این که مگه این ک شما پسرا بتونیییییییییییید روی مارو کم کنییییییییید البته ما پرررررو تر از این حرفاییییییییییم..اصلا خودمونو عشقه..پسرا کوفت..درد..مرض!!!آرامآرام

 

نوشته شده در دو شنبه 21 مرداد 1392برچسب:,ساعت 19:31 توسط atefe009| |

 

سلام..امروز اومدم یه متن انتیییییییییییییییییییییییییییییی پسسسسسسسسسسسسسسسسر خوشگگل اپ کنم..نمیدونم چرا بعضی وقتا شرارتم گل میکنهخنده

پسران موجوداتی از خود راضی و در عین حال کم هوشند . که چون توان رقابت با دختران را ندارند همواره سعی کرده اند با دادن القابی بچه گانه و گاهی با مسخره کردن آنها ، خود را برتر از آنان نشان دهند و این در حالی است که نیازمند وجود آنان هستند و این کاملا در رفتارشان مشهود است.

آنها از کوچکترین فرصت برای ایجاد ارتباط با دختران بهره می گیرند و همواره سعی در راه یافتن به دنیای پر رمز و راز آنان دارند . آنها موقعیت بد و بیراه شنیدن را نیز از دست نمی دهند . این موارد در رفتار پسران امروزی کاملا مشهود است . مزاحمت تلفنی ، متلک های خیابانی ، دست انداختن دختران و . . . نمونه هایی از این قبیل هستند . پسران بسیار بی ظرفیت و بی وفا هستند . البته این یک قضاوت جانبدارانه نیست بلکه حقیقتی انکار ناپذیر است .

زیبایی دختران و قلب مهربانشان همیشه پسران را به سوی خود جذب کرده است و در طول تاریخ مردان همیشه به منت کشی مشغول بوده اند

دختران موجوداتی جذاب هستند که همیشه معصومیت خاصی را دارا هستند با این حال پسران هیچوقت این معصومیت را درک نکرده اند و نمی کنند .

وجود زن پر از محبت و زیبایی است زن در قلبش یک دریا مهربانی ، در چشمانش یک آسمان صداقت و در فکرش یک کهکشان نگرانی های زیبا دارد .

و اما پسران !!! یک پسر در قلبش یک آلبوم تصویر از بی وفایی هایش ، در چشمانش شیطنت و دروغ و در فکرش خیانت دارد .

(این یک نوشته ظالمانه نیست و حق قضاوت برای خواننده محفوظ است )

نوشته شده در دو شنبه 21 مرداد 1392برچسب:,ساعت 19:16 توسط atefe009| |

یکی نی یدونه بخوابونه در گوش این بچه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!! :|

نوشته شده در یک شنبه 20 مرداد 1392برچسب:,ساعت 14:47 توسط atefe009| |

1- يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه.

 



2- ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار.

 



3- در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه مي‌گفتن: من اون

دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجم.

 

 



4- سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه

برين همچين بگي نگي از دهن مي‌افتين.

 

 



5- تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر،

 نموندن دورشون رو درز بكشيد.

 



6- دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت

 كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج مي‌شه.

 



7- پسر‌هاي فاميل بهترين و در دسترس‌ترين طعمه‌ها هستند، رو هوا بقاپيدشون.

 



8- رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد،

پسرهاي خوشگل، هستن دچار مشكل...!

 



9- توي اجتماع بر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بي‌بي عذرا

نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شادوماد مي‌سازن واستون.

 



10- يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو

و ريمل و پودر و سايه وكرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه

  و خط لب و خط چشم و... نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد.

 



11- در پوشش دقت كنيد، لباس چسب و كوتاه فقط آدماي بوالهوس

 رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين

 با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه.

 



12- مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه

 چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم.

 



13- سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه

جلوي در و همسايه قر و قميش بياد كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه...

 



14- تا مامانه و باباهه مي‌گن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته

 سرخ نشين و دربريد، در حركات و سكناتتون اين نظر 

رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد.



15- بلاخره اگه خداي نكرده مي‌خواين جزو اون يك ميليون و

 هفت صد هزار دختر بي شوهر نباشيد (تازه اگه همه پسراي اين

 مملكت دوماد شن، كه نمي شن) هر چي داريد، رو كنيد، منظورم

اعضا و جوارحتون نيست منظورم كمالات و هنر مندياتتونه.

 



16- و اينو بگم كه از هيچ دوره زندگيتون به اندازه وقتي كه با نامزد

محبوبتون زير سايه درخت توي يه پارك خلوت داريد معاشقه مي كنيد

 لذت نخواهيد برد، حالا به بعدنش كار ندارم.

 



17- ...و آخرين توصيه اينكه عوض اينكه توي جريانات عشقي خيابوني

و زودگذر غرق بشيد و مثل كبك سرتونو زير برف كنيد يه خورده

 به فكر زندگي آينده‌تون بشيد و اينقدر از اين دست به اون  

دست نريد چون كثيف مي‌شيد، مي پكيد.

 

۱۸- و در آخر بگم که خودتونو مثل آدم کنین با لباس های چسپان

 و لختی نرید توی خیابون من چند بار بگم؟؟؟؟؟ 

  

 

توجه:حتما"این تو صیه ها رو جدی بگیرید

نوشته شده در یک شنبه 20 مرداد 1392برچسب:,ساعت 14:37 توسط atefe009| |

 


دیوونگی یعنی : عکسشو تو گوشیت هی نیگاه کنی ، 

واسه بار هزارم ... انگار تا حالا ندیدیش ...!

 بوسش کنی محکم مث دیوونه ها !!

 بگی خو آخه دلم همش یه ذره میشه برات ...

 بغض کنی و اشکات بریزه ...

 شمارشو با ذوق بگیری شاید اینبار جوابتو داد .... 

شاید با مهربونی بگه جونم ... شاید ..شاید ..شاید ... همین شاید گفتنات...

 بازم همین صدای مسخره تو گوشت میپیچه : مشترک مورد نظر خاموش میباشد،

 لطفاً مجدداً بمیرید...!

 

نوشته شده در دو شنبه 9 ارديبهشت 1392برچسب:,ساعت 14:50 توسط atefe009| |

زن کـــه باشي نمـــــي تواني انـــــکار کني تشـــــنه ي بوي تـــــن مــــردت هســــتي هميــــشه و هـــر لــــحظه...

دســـــت خودت نيـــــست

زن که باشــــــي آفريده مــــــيشوي براي عــــــشق ورزيـــدن ..

براي نگـــــاههاي مهربـــــانانه ..براي بوســــــه هاي آتشيــــــن

زن کـــه بــاشي تمــــــام تنــــت طـــــعم مرد را ميــــطلبد

زن که بــــاشي سرشــــاري از عاشقــــــيت هاي ناتمــــــام،

پر شــــــده اي از زيبـــــايي از هر زيبــــــايي

زن کــــه بــــــاشي امــــا...

دســـــت خودت نيســــــت

اگــــر مـــــردت طعم لبــــهايش طعم تـــــو را بــــدهد

تمام هستــــــي مردانــــــه اش را با تمام وجودت دوســـــت خواهي داشــت


بي آنــــــکه ذره اي کم بـــــــگذاري...


نوشته شده در چهار شنبه 23 اسفند 1391برچسب:,ساعت 21:40 توسط atefe009| |

قلب آدم ها گاهی شکوه می کند چرا که آدم ها می ترسند که بزرگترین رؤیاهایشان را متحقق کنند، چون یا فکر می کنند که لیاقتش را ندارند و یا اینکه نمی توانند از عهده آن برآیند. ما قلب ها از ترس می میریم. تنها از اندیشیدن به عشق های مدفون شده و یا لحظاتی که می توانستند خیلی زیبا باشند و نبودند یا گنج هایی که می توانستند کشف شوند ولی برای همیشه در زیر خاک مدفون ماندند چون اگر هریک از این اتفاق ها بیفتد ما رنج وحشتناکی می کشیم. «قلب من از رنج کشیدن می ترسد» *** همیشه به قلبت بگو: «که ترس از رنج از خود رنج بدتر است» (تاریکترین لحظه شب لحظه قبل از طلوع آفتاب است).


:ادامه مطلب:
نوشته شده در سه شنبه 10 بهمن 1391برچسب:,ساعت 18:1 توسط atefe009| |

خيلي دلم گرفته..دلم ميخواد باشم و نباشم..خسته شدم ديگه..خدا تو ديگه چرا...ديگه كم اوردم..از خودم از همه بدم مياد..هميشه خدا دارم ميخندم ولي كسي نميدونه داره يه چيزي جونمو ميخوره..من من عاطفه اين دنياي زشتتو نميخوام..من اين جارو دوس ندارم..دلم اينجا اروم نميگيره..يه خروار خاك ميخوام..خب بگو تا كي بايد صبر كنم..كي مياد اون روزي كه ديگه نفسم بالا نياد..كي مياد روزي كه ديگه چشسام باز نشه!!!

نوشته شده در سه شنبه 10 بهمن 1391برچسب:,ساعت 17:14 توسط atefe009| |

به سلامتی رفیقی که یه روز میاد سر خاکم اما نمیتونم جلوش پا شم،ولی خاطرم راحته که خاک زیر پاشم.....! ♥

نوشته شده در شنبه 4 آذر 1391برچسب:,ساعت 20:51 توسط atefe009| |

من ی فروردینی ام مرا با لبخند هایم می شناسید با خنداندن هایم با رفتار های بچه گانه ام وقتی وارد جمعی می شوم بی شک خنده در آن جمع غوغا می کند شاید قاطی شما شوم وقتی حتی به من می خندید!!!! من یک فروردینی ام با قلبی که دروغ بلد نیست قلبی که تپش هایش معنی میدهد من ی آریس ام ... غم هایم برای خودم است وقتی شب قبل از خواب ساعت ها به آن ها فکر می کنم و شما فقط خنده هایم را می بینید! کینه در فرهنگ لغاتم نیست! شاید ناراحتی ام از شما دقایقی بیشتر طول نکشد... من ی قوچولو ام با دل شکسته ام می توانم مرهم دل هاای شکسته دیگری شوم من ی فروردینی ام وقتی حرفی زدم ! کسی همتای من پیدا نمی شود تا روی حرفش باشد!

نوشته شده در جمعه 3 آذر 1391برچسب:,ساعت 20:3 توسط atefe009| |



:ادامه مطلب:
نوشته شده در پنج شنبه 2 آذر 1391برچسب:,ساعت 19:11 توسط atefe009| |

زن که باشی درباره‌ات قضاوت می‌کنند؛

درباره‌ی لبخندی که بی‌ریا نثار هر احمقی کردی!

درباره‌ی زیبایی‌ات ... که دست خودت نبوده و نیست!

درباره‌ی تارهای مویت که بی‌خیال از نگاه شک‌آلوده‌ی احمق‌ها از روسری بیرون ریخته‌اند!

درباره‌ی روحت، جسمت، درباره‌ی تو و زن بودنت قضاوت می‌کنند!

تو نترس و زن بمان

احمق‌ها همیشه زیادن!!!!

نوشته شده در جمعه 28 مهر 1391برچسب:,ساعت 12:23 توسط atefe009| |

اگر می دانستی كه چقدر دلتنگ تو هستم ، درجه ی دیوانگی ام را به چشم خود می دیدی

اگر می دانستی كه لحظه های حضورت، تیك تاك ساعت زمان زندگی از كار باز می ایستد، امواج طوفانی نگاهم را كه زیر پلكهای پراز اشكم پنهان است حس می كردی


اگر می دانستی كه صدای ضربان نفسهایت در قلب بیقرارم ، حكایت دلواپسی ها را نقش می بندد، تمام قصه هایی را که  برای رؤیاهایم ساختم ، لمس و باور میكردی

اگر می دانستی كه طنین ناز صدایت ، فصل فصل كتاب زندگی ام را رنگین و زیبا می كند ، آنگاه تمام اشكهای غریبانه ام برای دل شیشه ای و نازكت معنا می شود

اگر می دانستی كه قلبم برای قلب عاشقت چگونه هراسان می تپد، عشق را در امواج نگاههای بی تابی و دل نگرانی هایم می دیدی و حقیقت درونم را می گرفتی

اگر می دانستی كه چقدر بیقرار و دلتنگ تو و لحظه های شیرین با تو بودن و حس كردنت هستم ، تپش موج های عاشقی را در چشمانم حس می كردی و می دانستی كه چقدر چشم به راه توام

اگر می دانستی كه حتی با وجود بودنت و حس كردنت بازم همیشه و هرلحظه دلتنگ توام، می دیدی كه یك دیوانه چگونه برای حضور تو و نفسهایت پرپر می شود و هر لحظه اشك می ریزد

آری من چشم به راه توام ای ماه تابان هستی

مـن بـیـقــرار تـــوام ای هـمــدم بی كسـی هـایـم
من بی تاب لحظه های بودنت هستم ای ستاره ی شبهای تارم
من زنده به عشق توام ، پایبند نفس های توام ، و در انتظار حضور دیدگان عاشقت هستم
من با تكرار نفس های تو زنده ام و با حرفها و لبخندهای آسمانی تو جانی تازه میگیرم
آری مـن بی تــو هیچم

ای اولین و آخرین و تـنــهـا عـشـق مـانـدگـارمن
اگر می دانستی كه چقدر دلتنگ تو هستم ، درجه ی دیوانگی ام را به چشم خود می دیدی

اگر می دانستی كه لحظه های حضورت، تیك تاك ساعت زمان زندگی از كار باز می ایستد، امواج طوفانی نگاهم را كه زیر پلكهای پراز اشكم پنهان است حس می كردی

اگر می دانستی كه صدای ضربان نفسهایت در قلب بیقرارم ، حكایت دلواپسی ها را نقش می بندد، تمام قصه هایی را که  برای رؤیاهایم ساختم ، لمس و باور میكردی

اگر می دانستی كه طنین ناز صدایت ، فصل فصل كتاب زندگی ام را رنگین و زیبا می كند ، آنگاه تمام اشكهای غریبانه ام برای دل شیشه ای و نازكت معنا می شود

اگر می دانستی كه قلبم برای قلب عاشقت چگونه هراسان می تپد، عشق را در امواج نگاههای بی تابی و دل نگرانی هایم می دیدی و حقیقت درونم را می گرفتی

اگر می دانستی كه چقدر بیقرار و دلتنگ تو و لحظه های شیرین با تو بودن و حس كردنت هستم ، تپش موج های عاشقی را در چشمانم حس می كردی و می دانستی كه چقدر چشم به راه توام

اگر می دانستی كه حتی با وجود بودنت و حس كردنت بازم همیشه و هرلحظه دلتنگ توام، می دیدی كه یك دیوانه چگونه برای حضور تو و نفسهایت پرپر می شود و هر لحظه اشك می ریزد

آری من چشم به راه توام ای ماه تابان هستی

مـن بـیـقــرار تـــوام ای هـمــدم بی كسـی هـایـم
من بی تاب لحظه های بودنت هستم ای ستاره ی شبهای تارم
من زنده به عشق توام ، پایبند نفس های توام ، و در انتظار حضور دیدگان عاشقت هستم
من با تكرار نفس های تو زنده ام و با حرفها و لبخندهای آسمانی تو جانی تازه میگیرم
آری مـن بی تــو هیچم

ای اولین و آخرین و تـنــهـا عـشـق مـانـدگـارمن
اگر می دانستی كه چقدر دلتنگ تو هستم ، درجه ی دیوانگی ام را به چشم خود می دیدی

اگر می دانستی كه لحظه های حضورت، تیك تاك ساعت زمان زندگی از كار باز می ایستد، امواج طوفانی نگاهم را كه زیر پلكهای پراز اشكم پنهان است حس می كردی

اگر می دانستی كه صدای ضربان نفسهایت در قلب بیقرارم ، حكایت دلواپسی ها را نقش می بندد، تمام قصه هایی را که  برای رؤیاهایم ساختم ، لمس و باور میكردی

اگر می دانستی كه طنین ناز صدایت ، فصل فصل كتاب زندگی ام را رنگین و زیبا می كند ، آنگاه تمام اشكهای غریبانه ام برای دل شیشه ای و نازكت معنا می شود

اگر می دانستی كه قلبم برای قلب عاشقت چگونه هراسان می تپد، عشق را در امواج نگاههای بی تابی و دل نگرانی هایم می دیدی و حقیقت درونم را می گرفتی

اگر می دانستی كه چقدر بیقرار و دلتنگ تو و لحظه های شیرین با تو بودن و حس كردنت هستم ، تپش موج های عاشقی را در چشمانم حس می كردی و می دانستی كه چقدر چشم به راه توام

اگر می دانستی كه حتی با وجود بودنت و حس كردنت بازم همیشه و هرلحظه دلتنگ توام، می دیدی كه یك دیوانه چگونه برای حضور تو و نفسهایت پرپر می شود و هر لحظه اشك می ریزد

آری من چشم به راه توام ای ماه تابان هستی

مـن بـیـقــرار تـــوام ای هـمــدم بی كسـی هـایـم
من بی تاب لحظه های بودنت هستم ای ستاره ی شبهای تارم
من زنده به عشق توام ، پایبند نفس های توام ، و در انتظار حضور دیدگان عاشقت هستم
من با تكرار نفس های تو زنده ام و با حرفها و لبخندهای آسمانی تو جانی تازه میگیرم
آری مـن بی تــو هیچم

ای اولین و آخرین و تـنــهـا عـشـق مـانـدگـارمن
اگر می دانستی كه چقدر دلتنگ تو هستم ، درجه ی دیوانگی ام را به چشم خود می دیدی

اگر می دانستی كه لحظه های حضورت، تیك تاك ساعت زمان زندگی از كار باز می ایستد، امواج طوفانی نگاهم را كه زیر پلكهای پراز اشكم پنهان است حس می كردی

اگر می دانستی كه صدای ضربان نفسهایت در قلب بیقرارم ، حكایت دلواپسی ها را نقش می بندد، تمام قصه هایی را که  برای رؤیاهایم ساختم ، لمس و باور میكردی

اگر می دانستی كه طنین ناز صدایت ، فصل فصل كتاب زندگی ام را رنگین و زیبا می كند ، آنگاه تمام اشكهای غریبانه ام برای دل شیشه ای و نازكت معنا می شود

اگر می دانستی كه قلبم برای قلب عاشقت چگونه هراسان می تپد، عشق را در امواج نگاههای بی تابی و دل نگرانی هایم می دیدی و حقیقت درونم را می گرفتی

اگر می دانستی كه چقدر بیقرار و دلتنگ تو و لحظه های شیرین با تو بودن و حس كردنت هستم ، تپش موج های عاشقی را در چشمانم حس می كردی و می دانستی كه چقدر چشم به راه توام

اگر می دانستی كه حتی با وجود بودنت و حس كردنت بازم همیشه و هرلحظه دلتنگ توام، می دیدی كه یك دیوانه چگونه برای حضور تو و نفسهایت پرپر می شود و هر لحظه اشك می ریزد

آری من چشم به راه توام ای ماه تابان هستی

مـن بـیـقــرار تـــوام ای هـمــدم بی كسـی هـایـم
من بی تاب لحظه های بودنت هستم ای ستاره ی شبهای تارم
من زنده به عشق توام ، پایبند نفس های توام ، و در انتظار حضور دیدگان عاشقت هستم
من با تكرار نفس های تو زنده ام و با حرفها و لبخندهای آسمانی تو جانی تازه میگیرم
آری مـن بی تــو هیچم

ای اولین و آخرین و تـنــهـا عـشـق مـانـدگـارمن

اگر می دانستی كه چقدر دلتنگ تو هستم ، درجه ی دیوانگی ام را به چشم خود می دیدی

اگر می دانستی كه لحظه های حضورت، تیك تاك ساعت زمان زندگی از كار باز می ایستد، امواج طوفانی نگاهم را كه زیر پلكهای پراز اشكم پنهان است حس می كردی

اگر می دانستی كه صدای ضربان نفسهایت در قلب بیقرارم ، حكایت دلواپسی ها را نقش می بندد، تمام قصه هایی را که  برای رؤیاهایم ساختم ، لمس و باور میكردی

اگر می دانستی كه طنین ناز صدایت ، فصل فصل كتاب زندگی ام را رنگین و زیبا می كند ، آنگاه تمام اشكهای غریبانه ام برای دل شیشه ای و نازكت معنا می شود

اگر می دانستی كه قلبم برای قلب عاشقت چگونه هراسان می تپد، عشق را در امواج نگاههای بی تابی و دل نگرانی هایم می دیدی و حقیقت درونم را می گرفتی

اگر می دانستی كه چقدر بیقرار و دلتنگ تو و لحظه های شیرین با تو بودن و حس كردنت هستم ، تپش موج های عاشقی را در چشمانم حس می كردی و می دانستی كه چقدر چشم به راه توام

اگر می دانستی كه حتی با وجود بودنت و حس كردنت بازم همیشه و هرلحظه دلتنگ توام، می دیدی كه یك دیوانه چگونه برای حضور تو و نفسهایت پرپر می شود و هر لحظه اشك می ریزد

آری من چشم به راه توام ای ماه تابان هستی

مـن بـیـقــرار تـــوام ای هـمــدم بی كسـی هـایـم
من بی تاب لحظه های بودنت هستم ای ستاره ی شبهای تارم
من زنده به عشق توام ، پایبند نفس های توام ، و در انتظار حضور دیدگان عاشقت هستم
من با تكرار نفس های تو زنده ام و با حرفها و لبخندهای آسمانی تو جانی تازه میگیرم
آری مـن بی تــو هیچم

ای اولین و آخرین و تـنــهـا عـشـق مـانـدگـارمن

اگر می دانستی كه چقدر دلتنگ تو هستم ، درجه ی دیوانگی ام را به چشم خود می دیدی

اگر می دانستی كه لحظه های حضورت، تیك تاك ساعت زمان زندگی از كار باز می ایستد، امواج طوفانی نگاهم را كه زیر پلكهای پراز اشكم پنهان است حس می كردی

اگر می دانستی كه صدای ضربان نفسهایت در قلب بیقرارم ، حكایت دلواپسی ها را نقش می بندد، تمام قصه هایی را که  برای رؤیاهایم ساختم ، لمس و باور میكردی

اگر می دانستی كه طنین ناز صدایت ، فصل فصل كتاب زندگی ام را رنگین و زیبا می كند ، آنگاه تمام اشكهای غریبانه ام برای دل شیشه ای و نازكت معنا می شود

اگر می دانستی كه قلبم برای قلب عاشقت چگونه هراسان می تپد، عشق را در امواج نگاههای بی تابی و دل نگرانی هایم می دیدی و حقیقت درونم را می گرفتی

اگر می دانستی كه چقدر بیقرار و دلتنگ تو و لحظه های شیرین با تو بودن و حس كردنت هستم ، تپش موج های عاشقی را در چشمانم حس می كردی و می دانستی كه چقدر چشم به راه توام

اگر می دانستی كه حتی با وجود بودنت و حس كردنت بازم همیشه و هرلحظه دلتنگ توام، می دیدی كه یك دیوانه چگونه برای حضور تو و نفسهایت پرپر می شود و هر لحظه اشك می ریزد

آری من چشم به راه توام ای ماه تابان هستی

مـن بـیـقــرار تـــوام ای هـمــدم بی كسـی هـایـم
من بی تاب لحظه های بودنت هستم ای ستاره ی شبهای تارم
من زنده به عشق توام ، پایبند نفس های توام ، و در انتظار حضور دیدگان عاشقت هستم
من با تكرار نفس های تو زنده ام و با حرفها و لبخندهای آسمانی تو جانی تازه میگیرم
آری مـن بی تــو هیچم

ای اولین و آخرین و تـنــهـا عـشـق مـانـدگـارمن

نوشته شده در یک شنبه 19 شهريور 1391برچسب:,ساعت 17:3 توسط atefe009| |

امروز اومدم طالع خودمو ببينم..كلي خنديدم..

عشق از زندگي جدا بوده است» بدون شك منظور افرادي غير از زن هاي متولد فروردين ماه است . نمي دانم به كسي كه عاشق يك چنين زني باشد ، بايد تبريك گفت و يا به حالش متاسف بود . ممكن است تصور كند كه عشق همه چيز زندگي است .در حالي كه او چنان مجذوب دنياي خاص خويشتن است كه در عمل فقط آن را همه چيز زندگي مي داند . او بيش از هر زن ديگري در اين دنيا مي تواند بدون مرد زندگي كند.طبيعي است كه زندگي بدون مرد ، مفهومش زندگي بدون احساسات عاشقانه نيست . او هميشه دلش مي خواهد وشايد بتوان گفت نيازمند به آن است كه قلب مهربان و خواب هاي طلايي اش به خاطر او بتپد و به همين دليل هم هميشه يك چنين موجودي در ذهنش وجود دارد و موجودي كه ممكن است مربوط به سالهايي بس طولاني گذشته و يا سالهاي بسيار دور آينده باشد اما به هر حال او درشبهاي مهتابي بهار به اين عشق رو يايي خود مي انديشد و يكبه جالب آنكه بر غم وجود يك چنين آرزوي عميقي اگر يك چنين شخصي وجود خارجي نداشته باشد ، كمبود آن را احساس نمي كند زيرا هميشه در ضمير ناخود آگاهش معتقد است كه هر كاري را ه يك مرد مي تواند بكند ، خودش قادر است بهتر از آن را انجام بدهد.زن متولد فروردين خودش راهش را در زندگي باز مي كند و مايحتاج زندگيش را خودش فراهم مي آورد و از حقش دفاع مي كند بدون اينكه نيازي به وجود خودش خودش فراهم مي آورد و از حقش دفاع مي كند بدون آنكه نيازي به وجود يك مرد داشته باشد .


:ادامه مطلب:
نوشته شده در چهار شنبه 1 شهريور 1391برچسب:,ساعت 15:32 توسط atefe009| |

نوشته شده در یک شنبه 29 مرداد 1391برچسب:,ساعت 7:48 توسط atefe009| |


دروغ هاي متداول برخي پسران به دختران همراه با معاني آنها

دروغ : بعدا باهات تماس مي گيرم

معني : ديگه هيچ وقت منو نمي بيني

دروغ : تو قسمتي از وجود مني- نمي دوني تا چه اندازه دوستت دارم

معني : تو براي من به اندازه کافي زيبا، باهوش و پولدار نيستي ميزارمت کنار

دروغ : اون دختر هيچ تيريپي با من نداره – ما فقط دوست معمولي هستيم

معني : عاشقشم

دروغ : من ترو براي وجود خودت دوست دارم

معني : من فقط دنبال سکس هستم

دروغ : آخر اين هفته با دوستام داريم ميريم کوه

معني : داريم ميريم دختر بازي.

دروغ : مي توني ? هزار تومن بهم قرض بدي؟ تا آخر هفته بهت برميگردونم

معني : پولتو ببوس و باهاش خداحافظي کن.

 

اين هم شايد بزرگترين دروغي باشد که تا بحال گفته شده :

دروغ : قول ميدم تا زمانيکه مرگ مارو از هم جدا نکرده عاشقت باشم، باهات صادق باشم و ازت نگهداري کنم.

معني : ازت ميخوام لباسامو بشوري، خونمو تميز کني، غذا برام بپزي، وقتي مريض ميشم ازم پرستاري کني، از بچه هام مراقبت کني، به دوستام و خـانوادم سـرويـس بدي . هر وقت بخوام ميـرم با دوسـتــام و دخـتـراي ديـگـه گـردش، هيچوقت پول بـهت نمي دم و هيچ کلمه خوشـحال کنـنده اي بـهت نخواهم گفت و هيچ کاري که براي تو جالب باشه انجام نخواهم داد.

نوشته شده در دو شنبه 23 مرداد 1391برچسب:,ساعت 18:31 توسط atefe009| |

دوباره شب شد و من بیقرارم - Connect كن، زود بیا، در انتظارم

بیا، من آمدم پای Messenger - شدم مسحور آوای Messenger


بیا Hard دلت را ما ببینیم - گلی از گنج Home Pageت بچینیم

بیا Icon نمای بی‌نشانم - كه من جز آدرس Mailت ندانم

بیا امشب كمی Online باشیم - و یا تا صبح تا Sun Shine باشیم

بیا «انگوری» بی تو غش كرد - و حتی Hard Diskش هم Crash كرد

بیا ای عشق Dot Com عزیزم - به پای تو Wها بریزم

مرا در انتظار خویش مگذار - و پا ز اندازه آن بیش مگذار

بیا ای حاصل Search جهانی - بیا اجرا كن آن File نهانی

بیا در دل تو را كم دارم امشب - حدودا 100 مگی غم دارم امشب

اگر آیی دعایت مینمایم - دعا تا بینهایت مینمایم

اگر آیی دعای من همین است - و یا نقل بمضمونش چنین است:

مبادا لحظه‌ای DC شوی یار - جدا از پای آن PC شوی یار

مبادا نام ما را پاك سازی - و كاخ آرزو را خاك سازی

بمان تا جاودان اندر دل من - بمان تا حل شود هر مشكل من

www.pcparsi.com

نوشته شده در پنج شنبه 19 مرداد 1391برچسب:,ساعت 18:32 توسط atefe009| |

فروردین+ فروردین = پیوندی آتشین
فروردین+اردیبهشت = پیوندی کاملا عشقی
فروردین+خرداد = خوش دل و امیدوار
فروردین+تیر = اختلاف فراوان
فروردین+مرداد = شدید
فروردین+شهریور = سرد و گرم
فروردین+مهر = کمی غیر ممکن
فروردین+آبان = خیلی با حرارت
فروردین+آذر = پر از ماجرا جویی
فروردین+دی = هیجانات فراوان
فروردین+بهمن = شگفت انگیز
فروردین+اسفند = توام با مشکلات..

 


:ادامه مطلب:
نوشته شده در پنج شنبه 19 مرداد 1391برچسب:,ساعت 18:18 توسط atefe009| |

هی داشتم گوشیمو نگاه میکردم منتظر اس بودم هر دقیقه...بدو دیگه لامصب جواب بده دیگه..بدو...3..2..1..و بالاخره جواب"نه فقط میخواستم بگم بهتره دوستیمون تموم شه"چیی؟؟؟؟؟چی چی میگی من تازه جرئت کردم بگم دوست دارم اخه چراا؟؟؟چرا دقیقا روزی که عاشقت شدم؟؟دو دقیقه بعد یه اس دیگه"خب تو میخواستی چی بگی؟؟"

دیگه چی داشتم که بت بگم؟؟؟

بگم میخواستم بگم دوست دارم؟؟نهه خدایی چی باید میگفتم؟؟بهش گفتم:چه جالب منم میخواستم اینو بهت بگم بهت خوش بگذره بای...

هیچی نداد...هیچی...1ماه..2ماه...3ماه باور نمیکنم ....

تصمیم گرفتم بش اس بدم بهش گفتم:تو که یه پسری و پسرارو خوب میشناسی بگو چه جوری بهش بگم دوست دارم؟؟

گفت:خیلی راحت بش بگو دوست دارم...بش گفتم دوست دارم گفتمبهش گفتم.هیچی نداد باورم نمیشد من بهش گفته بودم...

من غرورمو زیر پام خرد کردم اما من بهش گفته بودم من بهش گفته بودم..اما من...

هیچی...

بعد 3 روز اس داد خیلی دیر گفتی من یکیو دوست دارم اونم دوسم داره معذرت میخوام بای...فکر نمیکردم به یکی بگی دوست دارم و این شه ..

رفتم حموم..وانو پر اب کردم رفتم زیرش 1نفس عمیق..2تا...3تا...

اره واسه منی که جرئت کردم بهت بگم دوست دارم..کار سختی بود..خیلی سخت...از اون سخت تر جواب تو بود من مردم خیلی راحت با یه اس تو...

بعد 2 ماه فهمیدی دوست دخترت بهت خیانت کرده اومدی برگردی پیشم اما دیگه من نبودم.همین شد که شروع کردی تک تک نامه هامو حفظ کنی حاضر بودی هرکاری کنی برگردم ولی اون موقست که میگم :

تو جونمو گرفتی تو تمام جرئتمو گرفتی توغرورمو خرد کردی اما من میبخشمت چون هنوزم....

دوست دارم

نوشته شده در سه شنبه 17 مرداد 1391برچسب:,ساعت 14:24 توسط atefe009| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ